بروسلوز در حیوانات وانسان سه شنبه 21 اردیبهشت1389 8:43

شایان ذكر است كه این روز ها كه بحث جنگ بیولوژیك (Bioterrorism) ، بسیار قوت گرفته است از بروسلا ها و مخصوصا گونه های ملیتنسیس و سوئیس، به عنوان جنگ افزار های بیولوژیك (Biowarfare) بالقوه، یاد میشود. ولی اینكه آیا عملا چنین سلاحی تا به حال علیه انسان ها استفاده شده است یا خیر، مشخص نمی باشد ولی با این وجود ممكن است بیوتروریست ها بروسلاها را از طریق افشانه (آئروسل) آلوده كردن غذا ها و آب، منتشر كنند0

تاریخچۀ بیماری در جهان:
عامل بیماری بروسلوز برای اولین بار در سال 1887 توسط یک پزشک انگلیسی به نام دیوید بروس از طحال سربازی که در اثر تب مالت یا تب مدیترانه ای مرده بود، جدا گردید. او این باکتری را بروسلا ملی تنسیس نامید. ده سال بعد، یک دامپزشک دانمارکی به نام فردریک بنگ، بروسلا ابورتوس را از جنین سقط شده گاو جدا نمود. بروسلا ملی تنسیس در سال 1905 از شیر بز ، در سال 1947 از مزرعه داری که دارای تعدادی گاو مبتلا به بروسلوز بود، در سال 1952 در شمال فرانسه از خرگوش صحرایی و در سال1963 در آرژانتین از گوسفند جدا گردید و برای اولین بار ثابت شد که این باکتری به طور طبیعی عامل بروسلوز گوسفندی نیز است.
در سال 1914 جاکاب تراوم میکروبی از همین نوع را به نام بروسلا سوییس از جنین سقط شده خوک جدا کرد. در سال 1918 خانم اوانس شباهت کامل باکتری هایی را که در بیماری انسان و حیوانات دخالت داشته، بررسی و ثابت نمود. در همین سال امکان وجود عفونت در مادیان و اسب به اثبات رسید. در سال 1953 بودل و بویز در نیوزیلند و استرالیا، بروسلا اویس را از قوچ جدا کردند و در همین سال سیمونز و هال همین را از بره سقط شده جدا نموده، آن را عامل سقط جنین در میش ها دانستند.
بروسلا نئوتوما نخستین بار توسط استینر و لاک مان در سال 1957 از یک موش جنگلی به نام نئوتومالپیدا جدا شد. در سگ عامل بروسلوز اولین بار در سال 1966 در امریکا و انگلستان جدا گردید و در سال 1968 این ارگانیسم توسط کارمیچل و برونر تشخیص داده شد و آن را بروسلا کنیس نامیدند.

تاریخچۀ بیماری در ایران:
برای اولین بار در سال 1932 وجود بروسلوز در انسان توسط کارشناسان انستیتو پاستور مشخص گردید. دلپی و کاوه در سال 1944 در موسسه رازی به وسیله کشت از شیردان یک گوساله سقط شده بروسلا ابورتوس را جدا کردند. در سال 1950 در یک واگیری سقط جنین در میش های اطراف اصفهان وجود میکروب بروسلا ملی تنسیس در جنین های سقط شده و همچنین شیر میش های آن ناحیه توسط موسسه رازی به اثبات رسید.
انتسار و اردلان در سال 1955 این میکروب را از جنین سقط شده گاو در سال 1962 از شیر گاو جدا نمودند. در سال 1962 وجود بروسلا ملی تنسیس در نیشابور به اثبات رسید و در سال 1971 بروسلا سوییس در حومه حصارک از خوک جدا گردید. در ایران اولین گزارش از جداسازی بروسلا ابورتوس از گوسفند بروسلوز عنوان عامل سقط جنین در آن حیوان در سال 1982 توسط ذوقی و عبادی ارائه شد. در سال های 1986 و 1987 بروسلا ملی تنسیس از شتر توسط ذوقی و عبادی جدا شد. در سایر نواحی ایران وجود بروسلوز در انسان و دام ها به اثبات رسده است.
سبب شناسی:
جنس بروسلا به شش گونه بروسلا آنفلوانزای، بروسلا ملی تنسیس، بروسلا سوییس، بروسلا کنیس، بروسلا نئوتوما و بروسلا اوویس طبقه بندی می گردد. به استثنای بروسلا نئوتوما و احتمالاً بروسلا کنیس و بروسلا اوویس دیگر گونه های بروسلا در اکثر نقاط دنیا منتشرند.
انواع مختلف باکتری بروسلا نسبت به عفونتی که در میزبان اصلی ایجاد می نمایند از یکدیگر متمایز می گردند و از این نظر بروسلا ابورتوس در اصل گاو را آلوده می سازد وبی گاهی اوقات به گاو میش، شتر، آهو، سگ، اسب، گوسفند، بز و انسان انتقال می یابد.
میزبان اصلی بروسلا کنیس، سگ است اما به طور اتفاقی باعث عفونت در انسان نیز می گردد. بروسلا ملی تنسیس باعث عفونت در گوسفند و بز می شود ام ممکن است به گاو و انتسان نیز منتقل گردد.
بروسلا نئوتوما تنها نوع شناخته شده ای است که فقط موش جنگلی را آلوده ساخته و هیچ موردی از عفونت طبیعی در دیگر حیوانات و انسان تا کنون گزارش نشه است.
بروسلا سوییس از نظر میزبان اصلی نسبت به دیگر گونه ها دامنه وسیع تری دارد. میزبان اصلی بایوتیپ های 3،2،1 بروسلا سوییس، خوک است ولی ممکن است به دیگر حیوانات از جمله سگ، خرگوش، جوندگان و انسان نیز منتقل گردند. بایوتیپ 4 بروسلا سوییس در اصل باعث ایجاد عفونت در گوزن شمالی می گردد ولی همچنین ممکن است به سگ و انسان نیز انتال یابد.

خصوصیات باکتری:
بروسلا ها باسل های کوچک یا کوکوباسیل، غیر متحرک، فاقد هاگ و گرم منفی اند. اندازه آن ها متغیر و به طول6/. تا 2 میکرون و عرض 3/. تا 5/. میکرون است. این ارگانیسم ها معمولاَ بصورت گروهی و گاهی نیز به صورت انفرادی دیده می شوند و در کشت های آزمایشگاهی به ثورت زنجیر یا رشته کوتاهی در می آیند. ارگانیسم در مقابل اسید مقاوم نبوده، اما در رنگ زدایی توسط اسیدهای ضعیف مانند اسید استیک 5/. درصد می توانند مقاومت کند. این خصوصیت باکتری در تکنیک رنگ آمیزی بروسلا که برای تشخیص استفاده می شود، به کار گرفته می شود.
خصوصیات کشت باکتری:
رشد باکتری بر روی محیط های آزمایشگاهی کند بوده، اغلب در دمای 27 درجه ساتیگراد قبل از 48 ساعت محسوس نیست. در کشت های اولیه، بروسلا ابورتوس و بروسلا سوییس خیلی ضعیف رشد کرده نیاز به 5 تا 10 درصد CO2 دارند. در حالی که گونه های دیگر در اتمسفر معمولی رشد می کنند.
پرگنه گونه های صاف روی آگار مغذی پس از 4 ساعت در دمای 37 درجه ساتیگراد حدود 5/. میلیمتر قطر دارند و به شکل گرد، محدب وکدر با سطح صاف و برّاق هستند. پرگنه ها پس از 2 تا 3 روز در گرمخانه بزرگ می شوند پرگنه گونه های ناصاف، بزرگ تر، پهن تر و زرد کم رنگ بوده و ظاهر دانه ای دارند.
محیط های جامد متعددی برای کشت مناسب بروسلا ها توصیه شده است که شامل آگار سرم دار، تریپتوز آگار، آگار سرم دار اینفیوژن کبد، دکستروز سیب زمینی یا گلیسرول سیب زمینی و محیط های اختصاصی همراه با با آنتی بیوتیک هستند. سرم استفاده شده در محیط کشت نباید حاوی پادگن علیه بروسلا ها باشد.
باکتری ها، محیط های مایع را به آهستگی کدر کرده، به صورت رسوب دانه ای نرم که پس از مدت طولانی در گرمخانه به صرت چسبنده در می آیند، دیده می شود.
اگرچه ارگانیسم قند های متعددی را مورد استفاده قرار می دهد، اما مقادیر اسید و گاز تولید شده به حدی کم است که برای تشخیص گونه های بروسلا قابل استفاده نیستند و این خاصیت در تشخیص جنس بروسلا با ارزش است.
آزمایش تولید H2S همراه با سایر خصوصیات برای تشخیص گونه های بروسلا مفید است ، تولید H2S توسط گونه های آمریکایی بروسلا سوییس شدید و توسط گونه های بروسلا ابورتوس خفیف است. گونه های دانمارکی بروسلا سوییس، H2S تولید نمی کنند و بروسلا ملی تنسیس هم معمولاَ H2S منفی است.
فعالیت های اوره آزی در گونه های امریکایی و دانمارکی بروسلا سوییس زیاد، در بروسلا ابورتوس کم و در بروسلا ملی تنسیس متغیر است.
حساسیت بروسلا ها نسبت به رنگ های مختلف برای تشخیص گونه های متعدد ارگانیسن به کار می رود. رنگ های مورد استفاده تیونین، فوشین بازی، متیل ویولت و پیرونین هستند. اکثر گونه های بروسلا ابورتوس توسط تیونین مهار شده ولی فوشین بازی آن ها را مهار نمی کند، در صورتی که بروسلا سوییس توسط فوشین بازی مهار شده اما به وسیله تیونین مهار نمی شود.
مقاومت باکتری ها در مقابل عوامل فیزیک و شیمیایی:
بروسلا ها در دمای 60درجه سانتیگراد در مدت 10 دقیقه از بین می روند. پاستوریزاسیون شیر نیز آن ها را از بین می برد. بروسلا به PH اسیدی، مواد ضد عفونی کننده و نور مستقیم خورشید حساس هستند؛ اما در جنین هایی که در معرض نور خورشید نباشند، ماه ها زنده می می مانند.
ارگانیسمبه مدت طولانی در دمای پایین، به مدت یکسال یا بیشتر در دمای 8 درجه سانیگراد در مدفوع زنده می ماند و برای مدت خیلی طولانی در دمای 40- درجه ساتیگراد می توان آن را نگهداری کرد.

بروسلوز در گاو(بیماری بنگ)
اپیدمیولوژی:
این بیماری توسط بروسلا ابورتوس در گاو ایجاد می شود. از دیدگاه بهداشت عمومی این ارگانیزم موجب تب موّاج در انسان می گردد. کاهش تولیدات دامی عمدتاَ شامل کاهش تولید شیر، به دلیل سقط های ناشی از بیماری و همچنینن ناباروری بیماران است. علاوه بر اینها، کاهش تولید گوساله خصوصاَدر گله گاوهای گوشتی ضایعه اقتصادی مهمی محسوب می شود. عفونت با این باکتری در تمام سنین محتمل است اما در گاوهای بالغ مداومت بیشتری دارد. بیماری به صورت مادرزادی دیده می شودو در چنین حالاتی پس از بروز عفونت در رحم به صورت نهفته در دوران اولیۀ زندگی گوساله باقی مانده، ممکن است حیوان به لحاظ سرولوژیکی نیز منفی باشد.
با اولین زایمان، انتشار ارگانیزم آغاز می گردد. بیماری هم به صورت طبیعی و هم به صورت تجربی در گوسفند به وقوع می پیوندد. در اسب نیز عامل بیماری همراه با با اکتینومیسس بوویس از فیستول جدا می شود و گاهی نیز به عنوان عامل سقط در مادیان شناخته شده است.
بیشترین غلظت عامل بیماری، در محتویات رحم آبستن، جننین و پرده های جنین یافت می شود و لذا موارد مذکور منبع مهم عفونت محسوب می گردند. راه های انتقال بیماری شامل بلع، نفوذ از راه پوست و ملتحمه و بالاخره آلودگی پستان در هنگام شیردوشی است. انتشار این بیماری در درون گله هم به طریق عمودی و هم به طریق افقی رخ می دهد. البته نقش حشرات، جوندگان و سگ ها را در انتقال بیماری نباید از یاد برد. دم گاو نر صورت آلودگی با ترشحات عفونی ادرار می تواندموجب انتشار عامل بیماری در محیط گردد و علاوه بر آن، عفونت، هنگام شیردوشی از گاوی با گاو دیگر قابل سرایت است.
بروسلوز از منی گاو نر در صورت استفاده از تلقیح مصنوعی قابل سرایت به گاو ماده است. گاهی اوقات آزمایش خون گاوهای نر منفی است، اما ارگانیزم را از منی آن ها می توان جدا نمود و آزمایش آگلوتیناسیون منی نیز مثبت است. ترشح باکتری در شیر معمولاَ به صورت متناوب صورت می گیرد. ولی در اواخر دوره شیرواری معمول تر بوده و برای چند سال ادامه می یابد.
گوساله گاوهایی که در آزمایش سرمی مثبت بوده اند، از طریق آغوز از ایمنی پاسیو برخوردار می شوند و گاهی اوقات این ایمنی پاسیو با واکسیناسون گوساله ها تداخل می کند.
افزایش تکنیک انتقال جنین در سال های اخیر، محققین را به بررسی خطر انتقال بروسلا از گاو دهنده به گیرنده علاقه مند نموده است.
بیماری زایی:
بروسلا ابورتوس تمایل خاصی به رحم آبستن، پستان، بیضه، غددجنسی ضمیمه نر، غدد لنفاوی، کپسول و بورسا دارد. با ورود ارگانیزم به بدن، باکتری در غدد لنفاوی موضعی شده، به سایر بافت های لنفاوی از جمله طحال، غدد لنفاوی پستان و ایلیاک گسترش می یابد. گاوهای جفتگیری نکرده و یا غیر آبستن علی رغم حساس بودن نسبت به عفونت در مقایسه با گاوهای آبستن، با سرعت بیشتری پادتن های همورال خود را از دست می دهند. در گاوهای بالغ غیر آبستن ، موضعی شدن باکتری ها در پستان صورت می گیرد و در صورت باردار شدن، باکتری از آنجا به رحم سرایت خواهد کرد.
پستان های عفونی از نظر کلینیکی سالم اند، ولی به لحاظ منبع عفونت برای رحم، گوساله ها، انسان و انجام آزمایشات آگلوتیناسیون بر روی شیر از اهمیت خاصی برخوردارند. اریتریتول که به طور طبیعی در مایعات و پرده های جنین وجود دارد، رشد باکتری را تحریک نموده، احتمالاَ باعث موضعی شدن باکتری در این بافت هامی شود. به دنبال تهاجم باکتری به رحم آبستن، ضایعات اولیه در دیوارۀ رحم پدیدار گشته، ولی به زودی به حفره رحم سرایت نموده، بالاخره منجر به اندومتریت قرحه ای شدیدی در فضاهای بین کوتیلیدونی می گردد.
پس از این مرحله آلانتوکوریون، مایعات جنینی و کوتیلیدون های جفت در معرض تهاجم ارگانیزم واقع شده و پرزها نابود می شوند. سقط جنین اصولاَ در سه ماهۀ آخر آبستنی اتفاق می افتد. بروسلا ابورتوس ارگانیزم درون سلولی است و به همین دلیل در بدن میزبان خود به راحتی باقی می ماند و احتمالاَوجود تیتر پادتن در هنگام باکترمی و عدم وجود آن در عفونت های نهفته وابسته به همین موضوع است.

یافته های بالینی:
علائم بالینی بستگی به وضعیت ایمنی گله دارد. در گاوهای آبستن واکسینه نشده و خیلی حساس، سقط پس از پنج ماهگی رخ می دهد و در آبستنی های بعدی، جنین معمولاَدوران آبستنی را سپری می کند. اگرچه سقط های دوم و یا حتی سوم نیز گاهی دیده شده است. جفت ماندگی و متریت از عواقب معمول سقط جنین است. عفونت های ثانویه گاهی منجر به متریت، سپتی سمی و بالاخره مرگ یا عقیمی می گردد.
در گاو نر، تورم بیضه و التهاب اپیدیدیم محتمل است. یک یا هر دو کیسه بیضه ممکن است به تورم حاد و دردناک مبتلا شده، علی رغم آنکه خود بیضه به لحاظ ظاهری، بزرگ نشدهاند، اما اندازه کیسه بیضه گاهی به دو برابر نیز می رسد. پس از مدتی بیضه ها دچار نکروز آبکی شده، بعد از آن نابود می شوند. سمینال وزیکول نیز به حدی بزرگ می گردد که در آزمایش رکتال قابل تشخیص خواد بود. گاوهای نر در صورت ابتلا به تورم بیضۀ حاد، عقیم خواهند شد. اما اگر تنها یک بیضه نابود شده باشد، شانس بازگشت به وضعیت طبیعی باروری وجود دارد. چنین گاوهایی منبع بالقوۀ انتشار بیماری به خصوص در سیستم استفاده از تلقیح مصنوعی به شمار می روند.
کلینیکال پاتولوژی:
اکثر حیوانات آلوده با استفاده از آزمایش های سرولوژیکی استاندارد قابل تشخیص هستند. اما این موضوع در مورد عفونت های نهفته مصداق ندارد. دام های واکسینه شده نیز احتمالاَبه لحاظ سرولوژیکی مثبت هستند و از این گذشته، وجود تیترهای موقت و گذرا که در تعداد کمی از حیوانات دیده می شود و هیچ توضیح مشخصی نیز ندارد، همگی کنترل و ریشه کنی بیماری را با مشکلات جدی مواجه می سازند.
آزمایش هایی که برای تشخیص بروسلوز به کار می روند، شامل جداسازی ارگانیزم، تعیین وجود پادتن در خون، شیر، مخاط واژن و مایع منی است. جداسازی ارگانیزم به طریق کشت و یا تزریق به خوکچه هندی میسر است.
آزمایش های سرولوژیکی:
تشخیص سرولوژیکی بیماری در مدت3-2 هفته قبل و بعد از سقط یا زایش، غیر قابل اعتماد است. بهترین روش تشخیص بیماری، استفاده از چند آزمایش در کنار بررسی های اپیدمیولوژیکی است تا محدودیت هر آزمایش به حداقل خود برسد.
آزمایش های آگلوتیناسیون در لوله یکی از روش های استانداردی است که در سطح وسیعی بکار می رود و محدودیت های زیر را دارا است:
1-در این روش، پادتن های غیر اختصاصی و اختصاصی ناشی از بروسلا ابورتوس تشخیص داده می شوند.
2-آزمایش در مراحل آخر دوره کمون بیماری دارای ارزش تشخیصی است.
3-به دنبال سقط ناشی از بروسلا ابورتوس، این روش آخرین طریقی است که قدرت تشخیصی خود را باز می یابد.
4-در صورت مزمن شدن بیماری در حالی که نتتایج سایر آزمایش ها مثبت باشد، با این روش نتیجه منطقی به دست می آید.
آزمایش رزبنگال روشی ساده و سریع است که در مراحل ابتدایی عفونت و به عنوان بیماری یابی قابل استفاده است. واکنش های مثبت کاذب به دلبل وجود پادتن های ناشی از واکسیناسیون، پادتن آغوز در گوساله ها و واکنش های متقاطع با برخی از باکتری ها و بالاخره خطاهای آزمایشگاهی بروز می نماید. واکنش های منفی کاذب در ابتدای کمون بیماری و بلافاصله بعد از سقط روی می دهد. با وجود این، رزبنگال یک آزمایش خوب و پسندیده برای بیماری در مقیاس وسیع محسوب می شود.
در مورد گاوهای گوشتی با جمع آوری نمونه های خون در کشتارگاه ها و آزمایش رزبنگال و یا آگلوتیناسون در لوله می توان گلۀ آلوده را مشخص نمود.
آزمایش ثبوت عناصر مکمل(CFT) به ندرت واکنش های غیر اختصاصی را نشان می دهد و در تمایز تیتر ناشی از واکسیناسیون از عفونت در گوساله مفید است. با مزمن شدن بیماری تیتر CFT زوال نمی یابد و غالباَ CFT در زمان زودتری نسبت به آگلوتیناسون لوله پس از عفونت طبیعی، ارزش تشخیصی خود را پیدا می نماید.
علاوه بر این آزمایش های ریوانل و مرکاپتواتانل در تشخیص آگلوتینین ناشی از واکسیناسیون از آگلوتینین ناشی از عفونت به کار می رود.
آزمایش حلقه ای شیر(MRT) نیز روش بی هزینه ای در شناسایی بروسلوز در گله های شیری است. البته تشخیص نهایی در مورد هر گله و هر حیوان مشکوک با آزمایش خون انجام می گیرد.
تشخیص:
تشخیص علت سقط جنین در یک حیوان و یا گروهی از گاوها کاری دشوار است. زمانی که با مشکل سقط مواجه می شویم دستورالعمل زیر مفید خواهد بود:
سن جنین با استفاده از بررسی های ظاهری و تاریخ جفت گیری مشخص شود. نمونه های خون به منظور آزمایش های سرولوژیکی برای تشخیص بروسلوز، لیستریوز و لپتوسپیروز ارسال گردد.
مایعات رحم و محیتویات شیردان به منظور تشخیص بروسلا ابورتوس، کمپیلوباکترفیتوس، تریکوموناز، لیستریا و قارچ ها کشت گردد. ضمناَادرار برای مشخص نمودن لپتوسپراها مورد آزمایش قرار گیرد و علاوه بر این ها جفت برای تعیین التهاب آن در فرمالین فیکس شود.
نکته مهم آن است که گاوهای نر آلوده ممکن استثنائات به لحاظ سرولوژیکی مثبت یا منفی بااشند و منی آنها نیز پس از کشت، ممکن است مثبت یا منفی باشد؛ولی با این وجود احتمالاَدر کشتارگاه، ارگانیزم از اندام مربوطه جدا می گردد.
کنترل و ریشه کنی:
بروسلوز گاوی با یک برنامۀ موثّر واکسیناسیون احتمالاَ قابل کنترل است و برای ریشه کنی آن نیز از آزمایش و کشتار بایستی استفاده نمود. واکسیناسیون با S19 شیوع سقط جنین را به طور موثّری کاهش می دهد؛ اما سطح عفونت به همین میزان کم نمی شود. حتی با یک برنامه واکسیناسیون گسترده، مناطقی از آلودگی همچنان باقی خواهد ماند.
ریشه کنی بروسلوز با در نظر گرفتن موارد زیر میسّر است:
الف)در هر ناحیه، شناخت اولیه نسبت به وضعیت بیماری حاصل شود و برنامه های موجود با خصوصیات آن منطقه مطابقت کند.
ب)همکاری همه جانبه از سطوح پایین تا بالا ضروری است و چنین همکاری پس از آموزش وسیع مردم و دستگاه های ذیربط به دست می آید. دامدار بایستی از خطرات بهداشتی و زیان های اقتصادی بیماری دقیقاَ مطلع باشد.
ج)یک روش تشخیصی قابل اعتماد و یکنواخت در دسترس باشد.
د)با مشخص شدن بیماری در یک گله، روش های مقابله با آن از جمله ایمن سازی نیز مشخص باشد.
هـ)انتقال گاو از یک ناحیه به ناحیه دیگر شدیداَ تحت کنترل قرار گیرد تا ریشه کنی بروسلوز در یک منطقه با آلودگی ناحیه مجاور خنثی نشود.
واکسیناسیون
واکسیناسیون بروسلا S19 در کنترل بیماری موثر است. ارزش اصلی این واکسن حفاظت حیوانات غیر آلوده ای است که در مناطق آلوده وجود دارند، تا به این طریق حیوانات آلوده به تدریج حذف گردند. در واقع واکسیناسیون زمینه را برای ریشه کنی مهیا می سازد. این واکسن، بیماری زایی خفیفی داشته و فقط در تعداد کمی از گاوهایی که آبستنی سنگین دارند، موجب سقط جنین می شود، اما درآن، خطر تب مالت برای انسان وجود دارد. بهترین سن واکسیناسیون 8-4 ماهگی است. واکسن های کشته را می توان در این واکسن می تواند حدود 70 درصد گاوهای مایه کوبی شده را در مقابل بروسلا ابورتوس ایمن نماید.
واکسن های کشته را می توان در گاوهای 9 ماهه یا بالاتر به کار برد، خواه آبستن یا غیر آبستن باشند. کاربرد واکسن غیر فعال در گاوهای آبستن است و فایده آن ثبات و سلامتی بیشتر و مضررات آن شامل ایمنی کمتر و لزوم تکرار آن است. نمونه این واکسن ها واکسن تهیه شده از سویه کشته 20/45 بروسلا ابورتوس است که به دو بار تزریق با فاصله شش ماه واکسن نیاز است ، برای حداکثر ایمنی، سن حیوان باید حداقل شش ماه باشد.

برنامه های کنترل بیماری در سطح گله:
الف)هنگامی که سیر رو به تزاید سقط جنین ها در گله آغاز شده است، آزمایش و حذف بیماری به دلیل سرعت زیاد از حد انتشار ارگانیزم نسبت به ریشه کنی، سودی ندارد . در چنین شرایطی واکسیناسیون گاوهای به ظاهر سالم توصیه می شود.
بروسلا)زمانی که گله به شدت آلوده است و چند سقط جنین نیز روی داده است، درصدی از گله مقاومت خود را باز می یابد ولذا تمام گوساله ها با S19 واکسینه شده، سایر گاوهایی که مثبت تشخیص داده شوند، حذف می گردند. آزمایش دوره ای شیر به فاصلۀ دو ماه در مورد هر گاو همراه با آزمایش ثبوت عناصر مکمل و کشت باکتری در گله انجام می شود. یک سال پس از اولین آزمایش، در گله آزمایش آگلوتیناسیون و سپس تزریق واکسن K45.2A توصیه می گردد.
ج)هنگامی که آلودگی خفیفی در گله وجود دارد و احتمال داده می شود که عفونت از ناحیه مجاور وارد شده است، واکسیناسیون گوساله ها و حذف گاوهایی که مثبت تشخیص داده شده اند، توصیه می شود.
اقدامات بهداشتی:
جداسازی و حذف حیوانات مبتلا، دفع جنین های سقط شده، جفت و مایعات رحمی و ضد عفونی ناحیه آلوده بایستی مد نظر قرار گیرد. گاوهای آلوده خصوصاَ هنگام زایمان جدا شوند. تمام گاوها، اسب و خوک هایی که به مزرعه وارد می شوند، پس از آزمایش به مدت 30 روز در قرنطینه نگهداری شده، مجدداُآزمایش شوند. گاوهای دارای آبستنی سنگین تا هنگام زایش به طور مجزا تحت نظر باشند.
کلر هگزیدین گلوکونات ماده موثری در قبال این باکتری است و در شستشئی دست افراد بایستی به کار گرفته شود.
ریشه کنی:
عمل ریشه کنی وقتی که پس از واکسیناسیون موثر در گوساله ها عفونت کمتر از 4 درصد از جمعیت گاو ها باشد قابل انجام است
بودجه لازم برای جبران خسارت اقتصادی ناشی از حذف گاوان بایستی تعیین شده باشد.
آزمایش گاوان با انتخاب روشهای بیماری یابی و گزینش گله های مورد نظر ساده تر می شود. برای این منظور در گله های شیری، آزمایش حلقه ای شیر مناسب است در مورد گاوهای گوشتی نمونه های خون در کشتارگاه به وسیله رزبنگال آزمایش می شود. زمانی که ناحیه ای از کشور عاری از بروسلوز تشخیص داده شد، آزمایش تمام یا قسمتی از جمعیت گاوی به فاصله 3-2 سال بایستی انجام شود و علاوه بر آن به طور منظم آزمایش نمونه های شیر و گاوهای گوشتی در کشتارگاه و جنین های سقط شده لازم است.
بروسلوز در بز
بروسلا ملی تنسیس عامل بیماری بروسلوز در بز و تب مالت یا تب مدیترانه ای در انسان است
اپیدمیولوژی:
بزها نسبت به عامل بیماری به شدت حساس هستند اما گوسفند از حساسیت کمتری برخوردار هستند. و علاوه بر اینها باکتری در گاو بیماری زا بوده و از خوک نیزجدا شده است.
انتقال بین گونه ای به سهولت توسط بلع صورت می پذیرد بزهای ماده بیمار پس از زایش یا سقط مقادیری از باکتری را به وسسیله ترشحات رحمی خود دفع می نمایند. ترشحات واژن بزهای مبتلا اعم از اینکه جفت گیری کرده یا نکرده باشند حاوی باکتری است اما از آنجا که انتقال بین حیوانات به مقادیر زیادی از باکتری محتاج است تنها جفت آلوده چنین شرایطی را ممهیا می سازد. در گوسفند میزان عفونت شیر و ترشحات رحمی به مراتب کمتر از بز است. بزغاله های زنده و مبتلا بیماری را به صورت نهفته تا بلوغ جنسی نگهداشته هنگام بلوغ علائم بالینی را آشکار می سازند.
بیماری زای:
همچون سایر اشکال بروسلوز در اینجا نیز پس از باکتریمی اولیه موضعی شدن باکتری در غدد لنفاوی ، پستان و رحم رخ می دهد. در بز باکتریمی حاصله ممکن است به قدری شدید باشد که واکنشهای عمومی بدن را به دنبال داشته باشد. موضعی شدن باکتری در جفت منجر به التهاب و نهایتا سقط می شود و پس از سقط عفونت رحم تا 5 ماه و عفونت غدد پستان تا سالها ادامه می یابد.
یافته های بالینی:
سقط در اواخر آبستنی مهمترین علامت است البته ممکن بعد از بروز بیماری گله نسبت به بیماری مقاوم شده و سقط متوقف گردد. در عفونت های تجربی واکنش های عمومی بدن شامل تب، کاهش وزن و بی حالی و گاهی اوقات اسهال بوده است. علائم مذکور در همه گیری های طبیعی و حاد همراه با تورم پستان، لنگش، هیگروما و تورم بیضه ممکن است دیده شود.
کلینیکال پاتولوژی:
کشت مثبت خون بلافاصله پس از بروز عفونت و یا جداسازی ارگانیزم از جنین های سقط شده، ترشحات واژن و یا شیر معمولترین روشهای آزمایشگاهی در تشخیص بیماری محسوب می شود.
آزمایش آگلوتیناسیون و ثبوت عناصر مکمل اگرچه قابل انجام اند ولی به دلیل افزایش ناپایدار تیتر پادتن در برخی از حیوانات نتایج مطمئنی ندارد. آزمایش آلرژیک پوستی نیز در مناطقی که بیماری انزئوتیک شده ارزش چندانی در کنترل بیماری ندارد.
آزمایش حلقه ای شیر اگرچه نسبت به آزمایش آگلوتیناسیون از اختصاصیت کمتری برخوردار است ولی با این همه به منظور بیماری یابی مفید وقابل استفاده است.
کنترل بیماری:
کنترل بیماری با رعایت بهداشت در زمان زایش و دفع مواد آلوده و حذف عفونی میسر است. جداسازی محل زایش حیوانات و تسریع در زمان از شیرگیری بزغاله ها و بالاخره واکسیناسیون در کنترل بیماری موثر خواهد بود. از آنجه که احتمال عفونت بزغاله ها در زمان تولد و سپس در طول دوره زندگی وجود دارد شاید به لحاظ اقتصادی حذف تمام گله به صرفه تر باشد.
واکسن زنده غیر بیماری زای Elberg's Rev 1 در گوسفند و بز به طور موثر به کار می رود. به طوری که ایمنی بالایی به مدت 4 سال در بز و دو سال ونیم در گوسفند به دنبال دارد. ایمنی مشابه نیز از واکسن 53H38 در حسوانات آبستن و شیرده ایجاد می شود. علوه بر اینها واکسن S19 با ایجاد مصونیت مناسب شبیه آنچه از واکسن تخفیف حدت یافته بروسلا ملی تنسیس انتظار می رود به کار رفته است.

بروسلوز در گوسفند:
بروسلوز در گوسفند باعث سقط جنین میش ها در اواخر آبستنی، و مرگ و میر نوزادان و تورم اپیدیدیم قوچ ها و در نتیجه عقیمی آنها می شود.
سبب شناسی:
گوسفند منبع اصلی آلودگی با بروسلا اویس محسوب می شود ولی آلودگی با بروسلا ملی تنسیس و بروسلا ابورتوس نیز رخ می دهد اما آلودگی به بروسلا سوییس به ندرت اتفاق می افتد.
اپیدمیولوژی:
تنها گوسفندان با بروسلا اویس آلوده می شوند. بطور کلی آلودگی میشها کوتاه مدت بوده، تنها در تعداد کمی از آنها آلودگی به مدت طولانی باقی می ماند، اما باکتری بعد از سقط جنین میشها، در جفت، ترشحات واژن و شیر دیده می شود ولی بره هایی که از شیر آلوده استفاده می کنند آلوده نمی شوند. روش معمول انتقال آلودگی در زمان جفت گیری از قوچ ها به میشها می باشد.

 
علائم بالینی:
پس از دوره کمون درجه حرارت بدن تا 42 درجه افزایش یافته، حیوان بی حال و بی اشتها می گردد. در بیشتر مئوارد اولین علامت بیماری سقط در اواخر آبستنی می باشد. مرده زایی و تولد بره های ضعیف نیز ممکن است اتفاق افتد. بعضی از میشها دچار فلجی به دلیل تورم مفاصل و قلاف های مفصلی می شوند. گاهی اختلال در CNS و فلجی در پاهای عقبی روی می دهد. تورم میشها ندرتاَ بر اثر تورم مهره ها و پنومونی رخ می دهد.


تشخیص بیماری:
تشخیص بیماری بر اساس جراحات جفت و یافته های آزمایشگاهی و سرولوژی است. تهیه گسترش از جفت، ترشحات رحم و واژن و معده جنین و کوتیلدون می تواند باکتری مقاوم در برابر اسید ضعیف را نشان دهد.تست الایز بر روی سرم و واکنش های آلرژیک نیز برای تشخیص انجام می شود.

 
کنترل ، پیشگیری و ریشه کنی:
از آنجا که آلودگی در قوچ های مسن شایع تر است از جفت گیری میش هایی که با این قوچ ها جفت گیری کرده اند با قوچ های جوان، جلوگیری شود. واکسیناسیون قوچ های جوان و برنامه آزمایش و کشتر نیز توصیه می شود.
در قوچ ها واکسن بروسلا ملی تنسیس سویه Rev1 در صورت تجویز در زمان از شیر گرفتن موثر است.
ریشه کنی بروسلا اویس با انجام شدن همزمان آزمایش ثبوت عناصر مکمل و آزمایش تکمیلی، همراه با حذف دام های آلوده و جداسازی قوچ های نابالغ، و محدود کردن جفت گیری به 2 ماه که خطر جفت گیری قوچ ها با میش های تازه سقط کرده را می کاهد عملی می شود.
ریشه کنی به وسیله تشخیص گله های آلوده و حذف آنها در مناطقی که بیماری شیوع کمی دارد امکان پذیر است و در مناطقی که بروسلا ملی تنسیس بومی است کنترل به وسیله ایمن زایی بعنوان قدم اول مطلوب است.

 
بروسلوز در خوک:
بروسلا سوییس عامل بیماری است.
اپیدمیولوژی:
ارگانیزم فقط برای خوک و انسان بیماری زا است اگرچه گاو و اسب نیز ممکن است آلوده گردند. این باکتری از موش و خرگوش صحرایی نیز جدا شده است. خوک های مسن حساس تر بوده ولی بچه خوک های شیر خوار ممکن است آلوده شوند.
در شرایط مزرعه بیماری به وسیله بلع و جفت گیری گسترش می یابد. موضعی شدن عفونت در دستگاه تناسلی خوک در انتقال بیماری اهمیت زیادی دارد.کنه ها نیز ممکن است در انتقال بیماری نقش داشته باشند. بروسلا ابورتوس و ملی تنسیس مکن است نیز در خوک یافت شوند. بروسلا سوییس ممکن است در پستان گاو بدون علائم جای گیرد و در مناطقی که گاو و خوک با یکدیگر نگهداری می شوند خطر بیماری برای انسانهایی که از شیر غیر پاستوریزه استفاده می کنند وجود دارد.
بیماری زایی:
ارگانیزم تا مدت 2 ماه در خون بوده و تمایلی به موضعی دن در رحم و پستان ندارد و در تمام بافت های بدن یافت می شود بیماری شبیه تب مواج در انسان است. خطر ابتلا به تب مواج در افرادی که از گوشت های ناپخته خوک استفاده می کنند وجود دارد.
علائم بالینی:
علائم مهم بیماری در دستگاه تولید مثل بوده و شامل نازایی موقت، فهلی نامنظم، بچه خوک های نارس و ضعیف و سقط در ماه سوم حاملگی یا زودتر دیده می شود. در خوک نر تورم نکروز بیضه ها که منجر به ناباروری می شود. لنگی، عدم تعادل و فلجی نیز دیده می شود.
کلینیکال پاتولوژی:
جداسازی باکتری از جنین سقط شده، زخم های بیضه، آبسه و خون صورت می گیرد. تست آگلوتیناسیون از 8 هفتگی به بعد استفاده می شود.
کنترل:
واکسن مناسب وجود ندارد. کنترل به صورت حذف و کشتار است. نگهداری مجدد خوک های سالم در مناطقی که آلوده بوده اند باید 6 ماه به تعویق افتد.
بروسلوز در جوندگان:
بروسلا نئوتوما نخستین بار توسط استینر و لاک مان در سال 1957 از یک موش جنگلی به نام نئوتومالپیدا جدا شد. بروسلا نئوتوما از هیچ میزبان دیگری که به طور طبیعی آلوده شده باشند جدا نشده است.

بروسلوز در سگ:
بروسلا کنیس دارای میزبان های محدودی است و نشخوارکنندگان و خوک در برابر آن مقاوم و گربه ها حساس اند. اگرچه آلودگی انسان با بروسلا کنیس گزارش شده ولی بیماری حاصل خفیف تر از آلودگی انسان با سایر گونه های بروسلا است.
اپیدمیولوژی:
انتقال از طریق تماس مستقیم انجام می شود و بروسلا از غشای مخاطی عبور می کند آلودگی معمولاَ از طریق دهان و بینی، ملتحمه یا جفت گیری منتقل می شود. عفونت داخل رحمی باعث سقط می شود. آلودگی مادرزادی نیز وجود دارد. هنگام فحلی ترشحات آلوده واژن سگ های ماده آلوده باعث انتقال بیماری از طریق دهان و بینی به سگ های نر می شود. احتمالاَ باکتری در ادرار سگ های نر نیز وجود دارد.
علائم بیماری :
سقط، مرده زایی، تولد توله های ضعیف و درماتیت اسکروتوم ، آتروفی بیضه، تورم اپیدیدیم در سگ های نر دیده می شود. عقیمی سگ های ماده معمولاَ بر اثر سقط در ابتدای آبستنی است.
تشخیص:
بیماری با جداسازی باکتری و آزمایش های سرولوژیکی (معمولترین آگلوتیناسیون سریع صفحه ای) انجام می شود.
درمان:
طبق نظر سازمان بهداشت جهانی رژیمی که مرکب از تتراسایکلین و استرپتو مایسین است موفق بوده اما درمان موثرتری توسط محققین پیشنهاد شده که استفاده مینو سیکلین و استرپتو مایسین می باشد و در سگ های آبستن از جنتا مایسین نیز استفاده می شود.
کنترل:
سگ های ماده سقط کرده یا آنهایی که آبستن نمی شوند و همچنین سگ های نری که بیماری تناسلی دارند باید مورد انجام تست های تشخیصی قرار گیرند و سگ های مثبت معدوم شوند. در مناطقی که بروسلا کنیس بومی است بر کنترل سگ های ولگرد تاکید شده است.

وجود بروسلوز در حیوانات وحشی و موقعیت آن در طبیعت:
دو حالت اصی اپیدمی وجود دارد که ممکن است بروسلا در حیوانات وحشی شایع شود :
اولین حالت شامل گونه های مختلف حیوانات اهلی و وحشی، پرندگان، حشرات و کنه هاست که آلودگی از ناقلین اصلی بیماری(حیوانات اهلی)به آنها منتقل گردیده و پس از ریشه کنی کانون های آلودگی در بین حیوانات اهلی دوباره از بین آنها ناپدید گشته است. معمولاَ گونه های بروسلا که از اعضای این گروه جدا گردیده با گونه های شایع در بین ناقلین اصلی یکسان است.
دومین حالت شامل تعدادی از گونه های حیواات نظیر خرگوش، گوزن شمالی، گاو کوهان دار و گراز وگون هایی از جوندگان که بروسلوز مستقلاَ در بین آنها وجود دارد که منبع خطرناکی برای انسان محسوب می گردند.

برسلوز در انسان:
بیماری در انسان به دلیل تماس با حیوانات عفونی و یا بلع شیر و محصولات لبنی آلوده حادث می گردد. علائم بروسلوز در انسان غیر اختصاصی می باشد.
سبب شناسی:
چهار گونه از بروسلا موجب بروز عفونت در انسان می گردد که به ترتیب شدت بیماری زایی شامل بروسلا ملی تنسیس ، بروسلا سوییس ، بروسلا ابورتوس و بروسلا کنیس مطرح می باشد.
اپیدمیولوژی:
موارد آلودگی با بروسلا به مراتب بیشتر از دیگر آلودگی های باکتریایی است که دلالت بر حساسیت ویژه انسان دارد. بیماری در حیوانات هم به طریق جنسی و هم از راه بلع مواد آلوده بروز می نماید اما در انسان به دنبال بلع محصولات دامی آلوده یا تماس پوست ناسالم با باکتری رخ می دهد. در امریکا میزان ابتلای مردان به زنان 6 به 1 گزارش شده است. چنین به نظر می رسد که تنها حدود 4 درصد از موارد ابتلا به بروسلوز شناخته و گزارش می شود. بروسلوز عمدتا یک بیماری شغلی است. دامپزشکان برر حسب اتفاق ممکن است با باکتری تخفیف حدت یافته و زنده بروسلا ابورتوس در حین واکسیناسیون آلوده شده وبیم خفیفی را نشان دهد. در سطح جهان بروسلا ملی تنسیس مهم ترین عامل بروسلوز محسوب می شود.
مطالعات اپیدمیولوژی بیماری در انسان نشان داده است در مناطق روستایی بیماری به صورت مستقیم و غیر مستقیم به انسان سرایت می کند در حالی که در مناطق شهری محصولات پاستوریزه نشده باعث سرایت بیماری به انسان می شود.
در صورت استفاده از کود آلوده، سبزیجات تازه ممکن است به بروسلا آلودگی داشته باشد که از موارد انتقال بروسلوز انسانی با منشاء ناشناخته است.
تغییرات فصلی بیماری در موارد انسانی بیشتر در اواخر زمستان و اوایل بهار و در ارتباط با دوره پایانی آبستنی اتفاق می افتد.
بیماری زایی و آسیب شناسی:
با تهاجم باکتری به بدن توسط لوکوسیت ها ی پلی مورفونوکلور و ماکروفاژها برخی از باکتری ها نابود شده اما گروهی دیگر در این سلولها تکثیر یافته و سپس از طریق سیستم لنفاوی به غدد لنفاوی و نهایتاَ به خون راه می یابند و نتیجه باکتریمی که به سیستم رتیکلو اندو تلیال در کبد، طحال و مغز استخوان و سایر اندام ها چون کلیه ها سرایت می نماید. بروسلا ها موجود در درون سلول در برابر پادتن و آنتی بیوتیک ها مصون خواهد ماند. واکنش بافتی در برابر بروسلا با تشکیل گرانولوما می باشد. بروسلا ابورتوس بیماری ملایمی همراه گرانولوماهای غیر پنیری در کبد و اندام های رتیکلواندوتلیال به دنبال دارد.
بروسلا سوییس بیماری شدیدتری همراه با ضایعات موضعی چرکی و گرانولوماهای پنیری ایجاد می کند. بروسلا ملی تنسیس شدیدترین نوع بیماری را ایجاد می کند. بروسلا کنیس بیماری مشابه بروسلا ابورتوس ایجاد می کند. شواهد مستندی در مورد سقط جنین های انسانی در بروسلوز به دست نیامده است.
علائم:
تظاهرات بروسلا در انسان مشتمل بر سه حالت است:
بروسلوز حاد:
دوره کمون بیماری در این حالت از 7 تا 21 روز و گاهی تا چند ماه متغیر است. بیماری غالباَ با تب ملایمی آغاز می شود و به دنبال آن بی حالی، ضعف، خستگی، سردرد، درد پشت، دردهای عضلانی، تعریق و لرز بروز می نماید در صورتی که عامل بیماری بروسلا ملی تنسیس بوده باشد بیماری با تب شدیدی شروع می شود با پیشرفت بیماری اسپلنومگالی، لنفادنوپاتی و هپاتومگلی رخ می دهد.
بروسلوز موضعی:
بروز این حالت در هر ناحیه از بدن محتمل است ولی استئومیلیت، آبسه های طحال، عفونت دستگاه ادراری-تناسلی، عفونت ریوی و اندوکاردیت شایع تر است. آرتریت نیز غالباَ در ناحیه زانو ممکن است رخ دهد. تورم بیضه و اپیدیدیم و به درجات کمتر عفونت های پروستات و کلیه احتمالاَ به وقوع می پیوندد.
ضایعات عصبی اگرچه نادرند اما به صورت مننگو انسفالیت، میلیت، و نورو پاتی های محیطی دیده می شود. اندوکاردیت مهم ترین عامل مرگ و میر می باشد که در مردان شایعتر می باشد.
بروسلوز مزمن:
به حالتی از بیماری اطلاق می گردد که بیش از یک سال از شروع آن گذشته باشد. بروسلوز مزمن علائم متنوعی را داراست و شامل بیمارانی می شود که کسالت آنها عود کننده بوده و عفونت های موضعی ممکن است باشد یا نباشد و علائمی چون تب و شواهدی چون تست های سرولوژیکی مثبت و جدا سزی ارگانیزم نیز وجود ندارد. حالت غیر معمولی از بروسلوز در دامپزشکانی که مبادرت به جداسازی جفت حیوانات آلوده نموده اند شامل برجستگی های اریتماتوز بر روی دست و بازو که احتمالاَ به دلیل واکنش افزایش حساسیت در مقابل پادگن های بروسلا دیده شده است.
تشخیص:
شمارش گلبول های سفید معمولاَ طبیعی یا کمتر است و سرعت سدیمنتاسیون گلبول های قرمز نیز طبیعی است. آزمایش آگلوتیناسیون لوله بیشترین کاربرد را در تشخیص این بیماری داراست.

کشت:
بهترین راه برای اثبات وجود عفونت، جداسازی بروسلا است. کشت مغز استخوان در بروسلوز حاد و زمانی که کشت خون منفی است می تواند مثبت باشد. با پیشرفت بیماری باکتری از غدد لنفاوی، گرانولومازهای کبدی و طحال و استخوان قابل جدا کردن است.
پیشگیری:
محو بیماری در جوامع انسانی منوط به ریشه کنی آن در جمعیت های حیوانی است.
واکسیناسیون در انسان:
تجویز واکسن کشته معمولی از نظر ارزش مورد بحث است و مصرف واکسن زنده از قبیل S19 برای نسان خطر شدیدی دارد.در سال 1975 در روسیه به وسیله کشت سویه S19 یا به وسیله سویه روسی واکسیناسیون انسان را در سطح وسیعی انجام دادند و نتیجه گرفتند میزان بیماری در منطق آلوده 3/3 تا 2/11 مرتبه کاهش یافته است. البته مصرف گسترده این نوع واکسن به واسطه ایجاد خطر در انسان توصیه نمی شود.
واکسن PI که از عصاره بروسلا می باشد از سال 1967 به بعد جمعیت انسانی که با PI واکسینه شده اند مورد مطالعه قرار گرفتند و از نسبت بروز بروسلوز به شدت کاسته شد ولی هنوز ارزشیابی دقیق اثر واکسن انجام نشده است.
مدیریت در کنترل بروسلوز:
1-حذف دام های آلوده توسط آزمایش و کشتار
2-پیشگیری از پخش بیماری در بین دام ها
3-ایمن سازی همگانی
4-اقدامات غیر اختصاصی برای کاهش دادن شیوع عفونت
5-حمایت آموزشی و تعلیماتی
درمان:
روش درمانی پیشنهادی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از مهر ماه 1370:
1-بزرگسالان:روزانه 600 میلی گرم ریفامپین به اضافه دو عدد قرص کوتریموکسازول به مدت 6 هفته
2-اطفال 10 میلی گرم ریفامپین به ازای هر کیلو وزن بدن به اضافه کوتریموکسازول به مقدار 8 میلی گرم و تری متوپریم به مدت 4 تا 6 هفته
3-در مورد زنان باردار در سه ماهه اول و ماه آخر فقط ریفامپین و در سایر ماه ها همان درمان بزرگسالان خواهد بود.
منابع:
کتاب ها:
بیماری تب مالت (Brucellosis)با تاكید بر جنبه های پزشكی و بهداشتی بیوتروریسم دكتر حسین حاتمی ، دكتر هوشنگ ساغری

سایت های اینترنتی:
www.emedicine.com
www.who.int
www.cdcs.gov
www.oie.org
www.elib.hbi.ir

   

نوشته شده توسط جواد وطنخواه علمداری  | لینک ثابت |